دو طلایی که خیلی چسبید.آنقدر که ایران را غرق شادی کرد.به خصوص کرمانشاه و اصفهان را.دیشب رستم خواب به چشمانش نمی رفت و امشب سهراب.پسر صاف و ساده وزنه برداری حالا روی ابرهاست.طلای المپیک آنقدر برایش جذاب بوده که خودش هم باورش نمی شود."تا قبل از المچیک هیچ مدال مهمی نداشتم.اما حالا شرایط فرق می کند.»

سهراب هیجان نداشت،انگار نه انگار که دارد در مهمترین رویداد ورزشی جهان وزنه می زند.شاید اگر وزنه اول را در حرکت دو ضرب نمی انداخت الان رکورد جهان و المپیک را هم شکسته بود.با این حال حالا هیچ چیز برای سهراب مهم نیست.حتی وقتی به او گفتیم که چه حرفی برای رضازاده داری گفت:«ولش کنید،من فعلا می خواهم به مدلی که گرفتم فکر کنم.»

رستم و سهراب حالا دو مدال را از دل تاریخ کنده اند و به سینه ایران سنجاق کرده اند.دو مدالی که با زحمت به دست آمد.با خون دل خورد های سهراب و با زخم های که به رستم زدند!حالا اما شرایط متفاوت است و آنها قهرمانانی هستند که انتهای این شاهنامه را طور دیگری رقم زدند.

روز هشتم رقابت های المپیک و جدا از مدالی که سهراب مرادی در وزنه برداری به دست آورد علی هاشمی دیگر نمانیده وزن 94 کیلو گرم ایران هم وزنه هایش را زد اما او نتوانست آن طور که باید در این رقابت ها عملکرد موفقی داشته باشد.هاشمی وعده به آینده داد و به امید روزهای خوب در المپیک 4 سال آینده در ژاپن.

دیروز حسن تفتیان هم کار بزرگی را انجام داد.او با رفتن به نیمه نهایی رقابت های دو صد متر المپیک خودش را سر زبان ها انداخت و امشب باید در کنار بزرگان دو و میدانی بدود.

هرچند که رضا قاسمی دیگر دونده ایران از گردونه رقابت ها کنار رفت اما عملکرد تفتیان خیلی از تلخی ها را کنار زد.در روز هشتم والیبال ایران هم سه بر صفر مصر را در هم کوبید تا این روز در خاطره ایرانی ها به عنوان یک روز خوب ماندگار شود.